دست بسته تو را کجا بردند؟

تیره ای از تبار تاریکی
آبروی مدینه را بردند

پا برهنه بدون عمامه
دست بسته...تو را کجا بردند!؟

باز تکرار می شود در شهر
قصه ی کوچه... خانه... آتش... در

وسط شعله پور ابراهیم
روضه می خواند ؛ روضه ی مادر

خواب دیدم که پشت پنجره ها
و به روی بقیع گریانم

پا به پای کبوتران غریب
در پی آن مزار پنهانم

گریه در گریه با خودم گفتم
جان افلاک پشت پنجره هاست

آی مردم تمام هستی ما
در همین خاک پشت پنجره هاست

فصل غم آمده زمان عزاست
کنج سینه شراره ها دارم

رخت ماتم به تن نمودم و باز
بین چشمم ستاره ها دارم

آسمان نگاه غم بارم
رنگ و بوی مدینه را دارد

هر چه قدر آه هم اگر بکشم
از تب سینه باز جا دارد

آن که یک عمر پای مکتب خود
روضه می خواند و عاشقانه گریست

گریه هایش شبیه باران بود
آن امامی که صادقانه گریست

ظلم تاریخ باز جلوه نمود
وقت تکرار قصه شومی ست

با تبانی آتش و هیزم
جاری از چشم ، اشک مظلومی ست

آتش دشمنان به پا شده در
خانه ای در میان یک کوچه

می رود بی عمامه مردی در
غربت بی امان یک کوچه

داغیِ سینه می کند باور
با نفس هاش آه سردی را

خاک این کوچه ها نمی فهمند
غربت اشک پیر مردی را

پیر مردی که سوز آتش را
ساکت و بی کلام حس می کرد

پیرمردی که درد غربت را
مثل جدّش مدام حس می کرد

پیرمردی که تا زمین می خورد
نفسش در شماره می افتاد

دست خود می کشید بر روی خاک
یاد آن گوش واره می افتاد

یاد یک گوش واره ی خونین
یاد اشک نگاه طفلی بود

یاد آن مادری که زود گرفت
دست خود را به روی چشم کبود

نیمه شب تا که دشمن آقا را
می کشید او به ناله می افتاد

یاد یک کاروان و یک کودک
یاد اشک سه ساله می افتاد

یاد آن کودکی که حس می کرد
زخمِ زنجیرِ داغِ قافله را

شوری اشک او چه می سوزاند
زخم صورت... و جای آبله را

حمید رضا برقعي

شهادت جانسوز آقا امام جعفر صادق(ع) را به محضر مولایمان صاحب الزمان(عج) تسلیت عرض می نمایم...

‌ #آجرک_الله_بقیه_الله

دیدار زهرا(س)

 

و امشب می رود دیدار زهرا
علی با فرق خونین و شکسته
گرفته دست خود بر روی پهلو
به جنت منتظر، زهرا نشسته

"آجرک الله یا صاحب الزمان" 😔


اعمال شب قدر:

1.غسل است و غسل این شبها را مقارن غروب آفتاب انجام داده شود.
2.دو رکعت نماز است در هر رکعت بعد از حمد 7 مرتبه توحید بخواند و بعد از فراق 70 مرتبه استغفرالله واتوب و الیه
بگوید؛
در روایت نبوی صلی الله علیه وآله است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او را و پدر و مادرش را بیامرزد.

3.شرکت در مراسم قرآن به سر گرفتن

4.زیارت امام حسین علیه السلام

5.احیا داشتن این شبها

6.صد رکعت نماز کند که فضیلت بسیار دارد که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

7.زیاد صلوات فرستادن

8.زیاد لعن فرستادن بر قاتل حضرت علی علیه السلام

9.دعا برای خودتان وپدر ومادرتان که دعل طبق روایت قضا وتقدیر حتمی الهی را تغییر میدهد

10.دعا برای وجود مبارک امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف وفرج آن حضرت

11.خواندن دعای جوشن کبیر

برای اطلاع بیشتر به کتاب مفاتیح الجنان قسمت اعمال شب قدر مراجعه فرمایید.

التماس دعا

پ.ن:

شهر مدینه، اذانش هم غصه داره...

دل را ز شرار عشق سوزاند علی (ع)

یک عمر غریب شهر خود ماند علی (ع)

وقتی که شکافت فرق او در محراب...

گفتند مگر نماز می خواند علی (ع)

شهادت باب الحوائج


یا موسی بن جعفر (علیه السلام)

در گوشه ای شکسته ز آوار بی کسی
تنها اسیر و خسته و بی آشنا منم

یلدا ترین شب است شب این سیاه چال
پیر و نحیف و بی کس و بی همصدا منم

با خشت های سنگی و با میله های خویش
زندان به حال و روز دلم گریه می کند

خون می چکد زِ حلقه و می سوزم از تبم
زنجیر هم به سوز تبم گریه می کند


پوسیده پیکرم که در این چهارده بهار
در تنگنای سرد و نموری افتاده ام

از بار حلقه های ستم خرد گشته ام
دور از شعاع کوچک نوری فتاده ام

چشمم هنوز خیره به در باز مانده است
خونابه بر لبم پی هر آه آمده

گویی فرشته است که در باز می کند
اما نه باز قاتلم از راه آمده

اینبار هم به ناله من خنده می زند
دستی به زخم تازه ای زنجیر می كشد

با هر نفس به کنج لبم خون نشسته است
با هرتپش تمام تنم تیر می کشد

چشمم به میله های قفس خو گرفته است
کی می شود که خنده به روی رضا زنم

کو دخترم که باز بخندد برابرم
کو قوتی که شانه به موی رضا زنم

ای بی حیا ترین که مرا زجر می دهی
در زیر تازیانه چنین ناروا مگو

خواهی بزن دوباره مرا یا بکش مرا
اما بیا به مادر من ناسزا مگو

پی نوشت:

نقاره ها را به صدا در آورید

مشکی بپوشید این تن گلدسته ها را
امشب امام هشتم ما
در عزا و سوگ باباست

شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام) تسلیت باد.

تسلیت یا صاحب الزمان(عج)

 

 

ناله ها پرده ی راز جگرش را بردند
.
گریه ها باز وقار بصرش را بردند
.
مرد تبعید نباید که بلرزد بدنش
.
به گمانم که ستون سفرش را بردند
.
کم کسی نیست، امام است ولیکن تنها
.
مشرکین، خیل صحابیِ درش را بردند

سامره خاک فقط داشت که ریزد به سرش
.
عده ای آبروی بوم و برش را بردند
.
جای یاری، کفنش کرد همین شهر غریب
.
مثل آن وقت که جدّ و پدرش را بردند
.
به شفاعت نظری داشت ولیکن با شرط
.
صوفیان جمله ی شرط و اگرش را بردند

برگ ریزان طرب بود که بر گوش خزان
.
خبر جرأت نقاش ترش را بردند
.
حیف از آن فکر بلندی که لحد جایش شد
.
مرد طرّاح زیارات، سرش را بردند
.
زینبی داشت اگر، امر به معجر می کرد
.
چون مقامات خُذینی جگرش را بردند
.
نفس آخر او نیمه برون آمده بود
.
که به صدّیقه، ملائک خبرش را بردند
.
محمد سهرابی
.

شهادت جانسوز آقا امام هادی(ع) را به محضر مولایم صاحب الزمان(عج) و شیعیان ایشان تسلیت عرض می کنم...


شهادت_امام_هادی_عليه_السلام
#امام_علی_النقی

حاج محمد ابراهیم همت

 

امروز 17 اسفند سالروز شهادت حاج محمد ابراهیم همت

بسم الله را گفته و نگفته شروع کردم به خوردن.

حاجی داشت حرف می زد و سبزی پلو را با تن ماهی قاطی می کرد.

هنوز قاشق اول را نخورده، رو به عبادیان کرد و پرسید:

-عبادی! بچه ها شام چی داشتن؟

گفت: همینو

-حاجی پرسید: واقعا؟! جون من؟

نگاهش را دزدید و گفت: تُن رو فردا ظهر میدیم

حاجی قاشق را برگرداند...

خوراک در گلویم گیر کرد.

گفت: حاجی جون به خدا فردا ظهر بهشون میدیم.

حاجی همون طور که کنار می کشید گفت:

-به خدا منم فردا ظهر میخورم..

#شهید_حاج_محمدابراهیم_همت

 "شهدا را یاد کنیم؛ هرچند با یک صلوات"